تبليغاتX
سکوتم فریاد ناگفته هاست

سکوتم فریاد ناگفته هاست

حتما پیش اومده با آدمهایی برخورد کنید که تمام وجودشون پر از غرور و منیت و تکبر باشه و تنها کلمه ای که ورد زبونشونه "من" باشه. چه احساسی بهتون دست میده وقتی با این آدمها هم کلام میشید؟ وقتی که تکبرشون به جایی میرسه که به همه چیز و همه کس گیر میدن و اونها رو کوچک و بی ارزش میبینن. تا جاییکه حتی به جهان هستی خودشون و نظام طبیعی جهان ریشخند می زنند. حتما پیش اومده با انسانهایی!!! برخورد کنید که حتی خدای خودشونو به خدایی قبول ندارند و آفرینش و نظام آفرینش رو به تمسخر می گیرند. اشتباه نکنید نمی خوام یک بحث مذهبی بکنم و یا اینکه تایید کنم خدایی هست یا نیست و اگر هست چگونه است. تو کتابهای درسی و یا تاریخی حتما در مورد نمرود پادشاه بابل که ادعای خدایی می کرد چیزهایی خوندید. همونی که به آسمانها تیراندازی کرد تا خدای آسمانها رو از بین ببره. همینطور فراعنه مصر و حتی تو عصر خودمون افرادی مثل هیتلر و خیلی های دیگه که خودخواهی و تکبرشون به جایی رسید که ادعای خدایی کردند. اما سرانجام همشون چیز دیگه ای بود. سوال اصلی اینجاست که این انسان ها از چه مرتبه ای به جایگاه خودشون نگاه می کنند که فکر میکنند اونقدر بزرگ هستند که این ادعا رو بکنند و بندگی و کوچک بودن خودشون رو باور نداشته باشند؟ مدتی پیش گشتی در اینترنت داشتنم و با مشاهده تصاویری به این حقارت و کوچکی این آدمها تاسف خوردم. کاش آنهایی که اینگونه لاف بزرگی می زنند گاهی با چشم دل به آنچه که پیرامونشان است بنگرند و کوچکی خود را به تماشا بنشینند. به تصاویر زیر بنگرید و آنچه را که گفتم به بوته نقد بگذارید.

قطعا این انسانها در شهری، در کشوری و  در قاره ای زندگی می کنند که بر روی سیاره ای به نام زمین قرار دارد که وسعت آن برای آنها غیر قابل درک است. کره زمینی که با دیدن آن در کنار این سیاره ها لذت خوشایندی به انسان می بخشد که از آنها "بزرگتر" است.

مقایسه کنید زمین را در برابر سیاره ژوپیتر.

فلش بزرگ زمین را نشان می دهد که ذره ای است در برابر خورشید. حتما میدانید که حجم خورشید یک میلیون برابر حجم سیاره زمین است. چگونه میتوانیم تصور این بزرگی را بکنیم در حالیکه از تصور بزرگی عدد یک میلیون عاجز هستیم. برای مثال به هر کسی دو هفته فرصت بدهید تا یک میلیون را بی وقفه بشمارد. بعید میدانم موفق شود. امتحان کنید!!!

خورشید در برابر ستاره "آرکتوروس" 
ظاهرا حس خوشایندی که از دیدن سیاره زمین در برابر سایر سیاره ها در تصویر اول داشتیم اینک محو شده است.

و سرانجام ستاره "آرکتوروس" که در برابر ستاره "آنتارس" ذره ای بیش نیست. راستی زمین چه شد؟ چرا دیگر زمین را در این مقیاس به حساب نمی آوریم؟ چه بلایی بر سر قاره ها، کشورها، شهرها... و سرانجام انسانهای بزرگی!!! که کوچکی خود را در برابر این بزرگی ها نمی بینند، آمد؟ باور کنیم که همه اینها فقط ذره ای از کهکشان بزرگ راه شیری هستند که خود یکی از میلیونها کهکشان موجود در فضای بیکران است که تا کنون ناشناخته مانده است و باور کنیم که همه اینها را خداوند در چشم به هم زدنی آفریده است اگر ایمان داشته باشیم.
بیایید با چشم دل به جهان پیرامونمان بنگریم. روحمان را پرواز دهیم و از بیکرانها به جایگاه خویش بنگریم. از تکبر و غرور بگذریم که چیزی جز نابودی برایمان به ارمغان نخواهد آورد.

       "افتادگی آموز اگر طالب فیضی    هرگز نخورد آب زمینی که بلند است"

+ نوشته شده در چهارشنبه 12 تیر1387 3:17 توسط سعید |


DESIGN BY :MINOS X

درد من
حصار برکه نیست....
درد،
زیستن با ماهیانی است
که فکر دریا
به ذهنشان خطور نکرده است


صفحه نخست
پست الکترونيک


پيوندهاي روزانه

موسیقی بی کلام
آرشيو پيوندهاي روزانه


آرشیو ماهانه

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386


آرشيو موضوعي

شعر و سخن
دست نوشته ها
سایر مطالب


وبلاگ دوستان

دستیار وبلاگ نویس
دنیای سخن
دست نوشته
فریاد بی صدا
صداقت
تلخ یا شیرین
پروانه شب
تمنا